الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
20
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
آثار اسلام را محو كنند و ريشه آن را از بن درآورند زيرا آنها اسلام نياورده بلكه ، بناچار تسليم شده بودند و چون براى دشمنى با اسلام ياورانى يافتند دوباره به مخالفت آن برخاستند و به اندازه يك سر ناخن از فساد درونى و تباهى روحى آنها با وجود ورود بدايره اسلامى كاسته نشده بلكه تنها چگونگى دشمنى و نقشه معارضهء آنها با اسلام تفسير يافته بود . ( 1 ) معاويه و ابو سفيان بدان جهت داخل حوزهء اسلامى شدند كه با نيات شوم خود ، اجتماع اسلام را پراكنده سازند و بفريب و نيرنگ و تخريب بپردازند و از داخل بنابودى اسلام دست زنند زيرا دشمن داخلى تواناتر و خطرناكتر از دشمن خارجى است ، آنها با حقيقت و ايمان ، عداوتى ذاتى داشتند و چنين دشمنى پايدار و ريشهدارى هرگز پايان نمىيابد ، اين دشمنى تنها براى دستيابى به مال و مقام و اطفاء حس برترىجوئى نبود بلكه از يكى تضاد طبيعى و فطرى سرچشمه مىگرفت ، عداوتى همچون ضديت تاريكى با روشنائى ، گمراهى با رهبرى باطل با حق و ستم با دادگرى . بنى اميه با چنين ستيز ريشهدار ذاتى خود همچنانكه بر كفر و نيرنگ باطنى خود باقى بودند خود را در صف مسلمانان جا ميزدند و از خجستگى و بهرهمنديهاى اسلام برخوردار مىشدند و اسلام حتى يك سر موى از همكارى آنها بهره نمىبرد و كمترين نمى از پروبالشان لمس و احساس نمىكرد زيرا آنها مرغابيانى بودند كه عمرى را در آب ميگذرانيدند و قطرهاى به پروبالشان نمىگرفتند . آنها بدان جهت اسلام آوردند تا خونشان ريخته نشود ولى همچنان در كمين بودند تا فرصتى براى ويرانى پايگاه اسلام بيابند و اركان استوارش را در هم كوبند و هنگامى كه خلافت به عثمان رسيد و پيشوائى مسلمين را در اختيار تيره خود يافتند بشادمانى پرداختند و آنچه از سياهى